قسمتهایی از نهمین کارگاه سخنرانی و فن بیان

قسمتهایی از نهمین کارگاه سخنرانی و فن بیان

 

 

سخنرانی افراد درونگرا

سخنرانی افراد درونگرا

به نام خداوند جان و حیات خداوند بخشنده ارتباط

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما دوستان و همراهان گرامی

با یک قسمت دیگر از مجموعه آموزش های از من بپرسید در خدمت شما هستم

ما در این مجموعه قرارمون بر این هست که در هر پادکست به سوال یکی از دوستان پاسخ بدیم و در مورد آن صحبت کنیم.

شما همچنین می توانید از طریق  آدرس وب سایت ما به آدرس www.ahmadansari.com در قسمت دورهمی سوال های خودتون را مطرح کنید و همانجا پاسخ خودتون رو دریافت کنید و دیگر عزیزان هم می توانند در مورد مسئله شما اظهار نظر کنند و پاسخ بدهند که ممکن است برای شما مفید باشد

سوالی که این بار می خواهم در مورد آن برای شما صحبت کنم مطلبی که هست یکی از دوستان پرسیده بودند:

من درونگرا هستم , افراد درونگرا برای سخنرانی چه کارهایی را باید انجام بدهند اصلا می توانند سخنران بشوند یا نمیتوانند سخنران بشوند ؟ و چه مسائلی رو باید رعایت کنند ؟

اولین مطلبی که خدمت این دوست بزرگوار و شما عزیزان باید عرض کنم این هست که بسیاری از سخنرانان حرفه ای دنیا افراد درونگرا بودند برخلاف این که ما فکر می کنیم درونگراها نمی توانند سخنران شوند و سخنرانی مختص برونگرا ها است، اتفاقا این هم‌نیست . مثلا آقای استیو جابز که یک شخص درونگراست .

می بینید که طرفدارهای خاص خودشون را دارند و چقدر سخنرانی های ایشان رو دوست دارند ، هم افراد درونگرا و هم افراد برونگرا.

مطلبی که اینجا وجود داره اینه که وقتی که خوب دقت می کنیم میبینیم شخصیت خود سخنران بسیار مهم است.

به قول معروف اگر مردم شخصیت شما را بخرند و ارتباط برقرار کنند  زیاد درونگرا و برونگرا بودن برایشان مهم نیست.

جایی ما درونگرا بودنمون به مشکل می خوریم و برایمان مشکل ایجاد می کند که این درونگرایی باعث می شود ما انرژی لازم برای سخنرانی را نداشته باشیم و بعضا مردم می گویند یک سخنرانی آمد مثل “ماست” روی صحنه و هیچ‌ هیجانی نداشت.

اصلا تفاوت انسان های درونگرا و برونگرا این نیست که این ها خجالتی هستند و آنها نیستند.

بلکه هر دوطرف هم درونگرا و هم برونگرا می توانند خجالتی باشند می توانند کم حرف باشند حتی می توانند از صحبت کردن در جمع استرس و ترس داشته باشند.

افراد برونگرای زیادی را می شناسم که از سخنرانی و صحبت کردن در جمع می ترسند و استرس می گیرند و مشکل دارند.

پس تفاوت افراد درونگرا و برونگرا در نوع دریافت انرژی شان است، روشی که شارژ می شوند، روشی که طبق آن‌ انرژی می گیرند.

یعنی افراد برونگرا با صحبت کردن (من خودم فرد برونگرایی هستم) انرژی می گیرند و من برونگرا هرچه بیشتر صحبت می کنم انرژی ام بیشتر می شود واین انرژی به دیگران منتقل می شود.

افراد درونگرا با صحبت کردن انرژی نمی گیرند بیشتر ترجیح می دهند گوش بدهند بیشتر ترجیح می دهند ساکت باشند بخاطر همین احساس می کنند برای دیگران نمی توانند صحبت کنند.

چند مسئله را به شما بگویم:

 اول این که تقریبا نصف افراد جامعه اشخاص درونگرا هستند ,

پس آدم های درونگرا زیاد مشکلی با آدم های درونگرای دیگر ندارند , نمی گویم آدم های درونگرا دوست دارند آدم های درونگرا برایشان صحبت کنند ، بلکه زیاد آزارشان نمی دهد. چون عادت دارند یک شخصی صحبت کند که زیاد صدایش بالا نباشد، هیجان خاصی نداشته باشد، زیاد بالا پایین نپرد، خیلی فعال نباشند.

به این علت که این امر برای خودشون طبیعی است, اگر یک شخص دیگر هم این کار را انجام دهد کاملا برایشان طبیعی هست.

مشکل از جایی شروع می شود که اشخاصی که درونگرا هستند برای اشخاص برونگرا یا جمعی که مختلط هستند هم درونگرا هم برونگرا می خواهند سخنرانی کنند.

اینجاست که تقریبا مشکل پیش می آید و کسل کننده به نظر می رسد چون از دید آدم های برونگرا آدم های درونگرا کسل کننده هستند خسته کننده هستند، اسلوموشن هستند، هیجان ندارند.

بخاطر همین باید ببینیم آدم های برونگرا از چه چیزهایی خوششان می آید، چه کارهایی انجام می دهند، یک مقداری این ها را تمرین کنیم‌.

مهم اینست که بسیاری از این ها با تمرین بدست می آید؛ این طور نیست که قرص خاصی داشته باشه یا ورد داشته باشد، که از فردا این کار را انجام دهید.

خوب اصولا ممکن است بعضی از اینها سخت باشد چون یک عمر با این حالت زندگی نکردیم وپسند اصلی شخص درونگرا  نیست و دوست ندارند به هر دلیلی آن سیستم را داشته باشند. ولی وقتی می خواهیم سخنرانی کنیم مثل خیلی موارد دیگر، برای سخنرانی کردن  باید این ها را هم یاد بگیریم.

یکی از مواردی که در برونگرا ها زیاد به چشم‌می خورد و رفتار غالبشون هست این است که انرژی شون بالاست یعنی وقتی که شما آدم های برونگرا را می بینید از انرژی شون متوجه می شوید یک مقدار سریع تر حرف می زنند یک مقدار بلندتر حرف می زنند، حرکات بدنشون مشخص می کند؛ انگار انرژی شون خیلی بالاتر است.

آن ها از جمع ها انرژی می گیرند، به قول معروف باتری شون با انرژی دیگران شارژ می شود.

افرادی که درونگرا هستند باید یک مقداری داشتن این سطح انرژی رو تقلید بکنند ،

چطور؟

  • به این صورت که یک مقدار هیجان داشته باشیم ، هیجان داشتن به آدم‌ انرژی می دهد، هیجان این که چه اتفاقی می خواهد بیفتد به جای این که اذیتمان‌ کند و باعث استرس بشود، می تواند باعث این بشود که انرژی مان را بالا ببرد و این هیجان این کار را می کند.

یعنی وقتی ما موضوع ترس را در کارگاه ها و دوره ها مطرح می کنیم متذکر می شویم که ترس یک انرژی بسیار بسیار زیادی به اشخاص می دهد برای این که واکنش انجام دهند.

اگر بتوانید ترس را خوب افسار بزنید ، می توانید از انرژی که ایجاد می کند به نفع خودتون استفاده کنید.

  • دومین مطلب این که روی صدا خودتون کار کنید.

تکنیک های صداسازی را ما قبلا گفتیم‌ درآینده  هم خواهیم‌ گفت، اگر در موردش سوال دارید نمی دونید چطوری پیدا کنید، می توانید از روش های ارتباطی مثل فضاهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی یا ادمین همین کانال تلگرام بپرسید تا راهنمایی تون کنند.

روی صدای خودتون کار کنید ,یک مقدار با صدای بالاتر از همیشه و معمول در مکالمات روزانه تون صحبت کنید.

همچنین در سخنرانی سعی کنید اگر صدای شما اگر رنج صدای شما از  ۱ تا ۱۰‌هست،

(من به تجربه میدونم‌ که آدم های  درونگرا از ۱، ۲، ۳، بیشتر  بالا نمیره صداشون.

حتی بعضی در موقع  عصبانیت هم نمی توانند صداشون را بالا ببرند چون‌ اصلا این کار را نکردند و تارهای صوتی شون آمادگی را ندارد. )

سعی کنید برید حول و حوش ۵،۴ اگر از ۰ تا ۱۰ بخواهیم درجه بندی کنیم یک ذره صداتون رو بالا ببرید.

متن های کتاب را، صحبت های روزانه تون را سعی کنید بلندتر بگویید تا کم کم صداتون یک مقداری بالا بیاد گفتم صدای آدم های برونگرا یک مقدار بلندتر هست یک مقدار قوی تر است، صحبت کردنشون سریع تر هست.

این سرعت و بلندی صدا رو تمرین کنید.

‌سعی کنید یک مقدار بلندتر و سریع تر متن ها رو بخوانید.هر چی سریع تر بخوانید بهتر است. ضرورتی ندارد با همون سرعت سخنرانی کنید، می خواهید به ریتم تند و صدای بالا عادت کنید چون این نشان دهنده افرادی هست که در کلامشون نشاط دارند، آدم های برونگرا معمولا این را دارند.

  • آدم های برونگرا بسیار نگاه چشمی برقرار می کنند یعنی در چشم انسان ها نگاه می کنند. تکنیک های نگاه چشمی را در سایت گفتیم و در آپارات مجموعه ما می توانید فیلم ها را ببینید.با تک تک اشخاص نگاه چشمی برقرار می کنند و به چشمشون نگاه می کنند.

نگاه چشمی بشاش برقرار می کنند و در چشم هاشون لبخند هست و آدم های درونگرا معمولا نمی توانند این کار را کنند، این را هم باید تمرین کنید.

  • همچنین باید روی حرکات بدن کار کنید. آدم های درونگرا، حرکات دفعتی انجام نمی دهند، مثلاحرکات خیلی سریع. اصلا سیستم حرکتی شون، حرکت آروم تری هست، کمتر از دست هاشون استفاده می کنند ، کمتر راه می روند، کمتر از حالت های مبالغه آمیز بدنشون استفاده می کنند.

آدم های برونگرا بیشتر از این حرکات استفاده می کنند. کار ها را خیلی سریع انجام می دهند. حرکات خیلی وسیعی در حرکات‌ بدنشون هست.

دست هاشون را یکباره باز می کنند. خودشون را بالا می کشند. یک حرکات خاصی می کنند آدم های برونگرا و براشون طبیعی هست ولی آدم های درونگرا این حرکات را ندارند.

این شاخصه بارزشون است.

از اینجا شروع کنید که یک مقدار ریتم راه رفتن‌تون را سریع تر کنید.

سعی کنید در صحبت هاتون اول به صورت آگاهانه از دست هاتون استفاده کنید. هرچی بیشتر هم استفاده کنید عیبی ندارد. مثلا خیلی دستتون را باز کنید، خیلی به اطراف دست هاتون را حرکت بدهید.حرکات سر و حرکات بدنتون را تمرین کنید.

شخصی می گفت مثل فیلم های هندی کله را تکان دهید و سعی کنید از بدنتون استفاده کنید.

اگر دقت کنید در فیلم های هندی به صورت مبالغه آمیزی از حرکات بدنشون استفاده می کنند.

در فیلم های کره ای هم میمیک صورتشون را اگر نگاه کنید وقتی تعجب می کنند یا می ترسند یا هر حالت دیگری، میبینید به صورت مبالغه آمیزی از حرکات صورتشون استفاده می کنند. این ها را ببینید و با خودتون تمرین کنید.

تمام این مواردی که گفتم باعث می شود مثل افراد برونگرا یا شبیه آن ها شوید، چون افراد برونگرا وقتی به شما نگاه می کنند به این علت که برای آنها طبیعی هست و خودشون این سیستم را دارند، این‌ سیستم را می پسندند.

افراد درونگرایی هم که در جمع وجود دارند چون شما ذاتا درونگرا هستید با این حرکات شما متعادل می شود و آن ها هم زیاد بدشون نمی آید و تو ذوقشون نمی خورد.

این مقدار هیجان کنترل شده، آن نیروی درونگرایی شما مقداری کنترل می کند و تقریبا میشود برای هر قشری که وجود دارند، شما یک سخنران دوست داشتنی و مناسب و پذیرفته شده شوید.

به هر صورت امکان دارد که آدم نتواند همه را راضی کند و همه از سخنرانی یک فرد راضی نباشند ولی ما دنبال اکثریت هستیم و هر چه بیشتر تمرین کنید حتما مقبولیت شما بیشتر خواهد شد.

خیلی متشکرم که به صحبت های من و این پادکست گوش کردید،

من احمد انصاری هستم نویسنده مدرس مربی مذاکره و مهارت های ارتباطی

وقتتون بخیر و خدانگهدار.

وای از این اهداف لعنتی!!!

به نام خداوند جان و حیات، خداوند بخشنده ارتباط

عرض سلام و درود و احترام خدمت شما دوستان و همراهان همیشگی مجموعه آشنا

من احمد انصاری هستم، نویسنده، مدرس و مربی مذاکره و مهارت اهای ارتباطی

در این فایل صوتی در رابطه با سوالی که غالبا برای دوستان پیش میاد و گاها از من می پرسند، می خواهم با شما صحبت کنم.

سوال هم در رابطه با هدفگذاری و انگیزه هست. ( وای از این اهداف لعنتی!!! )

هر کدام از ما تو زندگیمون بارها اهدافی برای خودمان تعیین کردیم و تعیین می کنیم، شاید فقط در این حد باشه که چند لحظه بهش فکر کنیم. یک انسان موفق می بینیم، یک فیلم یا یک تصویر می بینیم،همه برای ما تداعی می کند که من هم باید هدف داشته باشم و ممکن است در لحظه تصمیم بگیریم یک هدفی برای خودمان بگذاریم.

بارها اتفاق می افتد در طول روز، در طول هفته و در طول سال که ما برای خودمان هدف می گذاریم، اهداف درجه بندی داره، بعضی از اهدافی که یک لحظه تو ذهن ما شکل می گیره و بعد فراموش می کنیم، تا بعضی از اهداف را خیلی بهشون فکر می کنیم، حتی بعضی از اهداف را می نویسیم،

در مورد بعضی از اهداف با دیگران صحبت می کنیم، بعضی از اهداف را اجرایی می کنیم و بعضی از اهداف را به سرانجام و سرمنزل مقصود می رسانیم.

چه اتفاقی می افتد که این اهداف از جرقه ذهنی تبدیل می شود به این که این هدف رو به سرمنزل مقصود برسونیم؟

عوامل بسیار زیادی دخیل هست که ما اهدافمون رو انجام بدهیم، من نمی خواهم اینجا در مورد این قضیه صحبت کنم چون بحث بسیارگسترده ای هست؛ فقط میخواهم یک توصیه ای بکنم:

بعضی اوقات ما اهداف رو انجام نمی دهیم چون از دست خودمون خسته ایم، انقدر هدف گذاشتیم و نرسیدیم، انقدر بیخیال هدفمون شدیم که اصلا حالمون از اهدافمون بهم می خوره، واقعا ما رو اذیت می کند که هدف داشته باشیم، چقدر هدف بگذارم و بهشون نرسم؟! چرا به اهدافم در زندگی نمی رسم؟ اصلا دیگر نمی خواهم هدف بگذارم، دیگر نمی خواهم بهشون فکر کنم، می خواهم زندگی روتین و متداول خودم را انجام بدهم و فکر به این قضیه من را اذیت می کند.

این باعث می شود که از اهدافمون دلسرد بشویم و وارد یک چرخه و لوپ طبیعی زندگی بشویم و احتمالا تا سالیان سال این لوپ ادامه خواهد داشت و این چرخه و دوره ما را درون خودش می بلعد، به طوری که سر می شویم و متوجه نیستیم روزها و ماه ها و سال ها می گذرد و من به اهدافم نمی رسم؛ انگار زندگی ام خیلی معمولی شده است، چرا؟ چون از دست خودم خسته هستم.

اولین چیزی که بهتون پیشنهاد می کنم این است که واقعا با خودتون آشتی کنید و به خودتون برگردید، هیچ وقت دیر نیست، واقعیت ها را قبول کنید و بگید: بله من تا الان نمی توانستم هدف بگذارم و به آن ها برسم ولی از امروز می خواهم یک جور دیگر فکر کنم، نمی خواهم بگم امروز اهداف خیلی بزرگی برای خودتون بگذارید ولی دوستان دو تا مطلب را در مورد هدف بهتون بگم:

یکی این که انگیزه ای که پشت هدف هست بسیار مهم است و مطلب دوم تعهد هست؛ خودتون را به اهدافتون متعهد کنید، اگر انجام ندادید چی؟

به راحتی از اهدافتون نگذرید؛ به نظر من پست ترین کاری که ممکنه در دنیا وجود داشته باشد این است که من به خودم یک قولی و یک تعهدی بدهم ولی انجامش ندهم. در مورد دیگران هم این کار بد است اما در مورد خودمون خیلی بد است، یعنی من به خودم یک قولی و یک تعهدی بدهم ولی انجام ندهم. یعنی خودم برای خودم ارزش قایل نیستم!

دوستان از امروز شروع کنید اهداف کوچک برای خودتان بگذارید. این اهداف کوچک راسعی کنید رعایت بکنید و انجام دهید و متعهد باشید. چند هدف کوچک بگذارید مثلا این کتاب را می خواهم بخوانم، این مجله را می خواهم بخوانم، می خواهم با فلان شخص صحبت کنم، فروشم را صد هزار تومان افزایش بدهم، امروز می خواهم بیشتر از دیروز دخل بزنم، امروز می خواهم با یک شخص جدید آشنا بشوم، می خواهم یک ساعت از زمانم را برنامه ریزی شده کار کنم و… یک اهداف کوچکی که واقعا بتوانید امروزبهشون برسید و به آن ها متعهد باشید؛ کم کم این اهدافتون را بزرگ کنید، بعضی اوقات نیاز نیست م ا دقیقه ای و ساعتی بنشینیم؛ وقتی به هر کی می گوییم برنامه ریزی، می گوید خوب پس از هفت صبح بیدار می شوم تا هفت و ربع صبحانه می خورم، یک ربع دست و صورتم را می شویم بعد کارهای روزانه ام را انجام می دهم بعد سرکار می روم؛ منظور ما از هدفگذاری این نیست. این اتفاقا کلافه کننده هست و بیشتر شما را اذیت می کند.

اگر نمی توانید خیلی دقیق برنامه ریزی کنید که اکثرا هم نمی توانیم، تعهد را فراموش نکنید؛

مثلا بگویید من می خواهم تا ده روز آینده این کار را انجام دهم هر اتفاقی هم که پیش بیاید؛ اصلا برنامه ریزی هم نمی خواهم کنم فقط می خواهم ظرف ده روز آینده، این کار انجام بشود. لوس بازی را می خواهم کنار بگذارم و هیچ بهانه ای را از خودم قبول نمی کنم و هدفی برای خودتون بگذارید و ظرف ده روز آینده انجام بدهید.مثلا من می گویم ظرف ده روز آینده این کتاب الکترونیکی را باید تمام کنم، من تا ده روز آینده باید این فایل ویدیویی را ضبط کنم، باید این مقاله را بنویسم، این محصول من آماده باشه تا ده روز آینده و خیلی چیزهای دیگر: در ارتباطاتم، ظرف ده روز آینده باید یک برنامه اجرایی برای پیاده کردن فلان فاز کاری خودم داشته باشم و برنامه ریزی اش را باید داشته باشم.

ببینید یک اهدافی بگذارید و سفت و سخت بهش بچسبید. این برای من خیلی جواب داد، آن هایی که با شخصیت شناسی و تیپ های شخصیتی آشنا هستن می دونند که بعضی از تیپ های شخصیتی نمی توانند اینجوری قدم به قدم هدفگذاری کنند و این خیلی من را اذیت می کرد و می گفتم: خوب من یک آدمی هستم که نمی توانم دقیق، دقیقه به دقیقه و ساعت به ساعت برنامه ریزی کنم، پس اصلا برنامه ریزی شده نمی توانم کار کنم و به اهدافم برسم؛ ولی چند سال پیش متوجه شدم سیستم هدفگذاری و برنامه ریزی من این است که باید این کار را انجام دهم، یک پروژه ای برای خودم تعریف کنم و بگویم انقدر مدت زمان بهش می دهم  و هر جور شده انجامش بدهم؛ این باعث پیشرفت بسیار بزرگی در کار و زندگی من شده است.

این یکی از روش هایی است که بسیار جواب می دهد؛ بهتون توصیه می کنم این روش را امتحان کنید، نتیجه اش را ببینید و اگر دلتون خواست با من نتایج اش را هم در میان بگذارید.

خیلی ممنونم که به این فایل صوتی هم توجه کردید. براتون آرزوی موفقیت و سربلندی دارم و انشاالله که به همه هدف ها و رویا های زیباتون برسید.

وقت بخیر و خدا نگهدار.

خودزنی در سخنرانی

بعضی از اشخاصی که سخنرانی انجام می دهند یا یه هر نحوی در مقابل دیگران صحبت می کنند , چیزهایی رو به مخاطب بیان می کنند که به یک نوع خودزنی شباهت داره .

به طوری که از اعتبار سخنران و محتوای سخنران بسیار کم می کنه.

لطفا به این موارد مهم دقت کنید.

 

سخنرانی و صحبت کردن در جمعهای غریبه

 

سلام و درود خدمت شما همراهان گرامی

در این پادکست به روشهای صحبت و یا سخنرانی در جمعهای غریبه پرداخته شده .

امیدوارم مورد پسند شما واقع بشه

نظر یکی از عزیزان شرکت کننده در کارگاههای آموزشی2