چگونه در محیط کار موثرتر رفتار کنیم؟

چگونه در محیط کار موثرتر رفتار کنیم؟

 

هرکس که با همکارانش در یک پروژه گروهی در تعامل بوده است می داند که به اشتراک گذاشتن ایده ها و نظرات تا چه اندازه می تواند مشکل باشد. برای پیشرفت پروژه ضروریست که همه باهم در ارتباط باشند. این موضوع حتی برای زمانی که قصد ارسال یک ایمیل به یک همکار را دازید نیز صدق می کند: یک نکته اشتباه می تواند یک رابطه حرفه ای کلیدی را خراب یا به خطر بیاندازد.

 

درک سبک های مختلف ارتباطات

زمانی که این بحث به میان می آید که

چگونه در محیط کار موثرتر رفتار کنیم؟، باید نگاهی به شخصیت خودمان نیز بیاندازیم. برای مثال، آیا شما فردی درون گرا هستید که نیاز به زمان جهت بررسی و سپس عکس العمل دارد، یا فردی برون گرا هستید که با صدای بلند فکر می کند و بازخوردی سریع می گیرد؟

تست های شخصیتی مانند MBTI جهت ارزیابی تیپ شخصیتی شما و فهم شخصیت اطرافیان شما مفید می باشد. برای مثال، شما می بایست در رفتار با دو گروه مختلف شخصیتی که در MBTI به عنوان متفکران و احساسی ها شناخته می شوند، رویکردی متفاوت داشته باشید.

متفکران با استدلال های علت و معلولی متقاعد می شوند. زمانی که با متفکران ارتباط برقرار می کنید، باید تمرکزتان را روی منطق و حقایق بگذارید. در سوی دیگر،  احساسی ها، بیشتر با ارزش های شخصی متقاعد می شوند. زمانی که با آدم های احساسی ارتباط برقرار می کنید، باید به آن ارزش ها و تاثیر آنها روی دیگران اشاره کنید.

همین حالا دقت گنید و ببینید با توجه به تیپ شخصیتی همکارانتان چگونه میتوانید در محیط کار موثرتر رفتار کنید؟

چگونه در محیط کار موثرتر رفتار کنیم؟

چگونه در محیط کار موثرتر رفتار کنیم؟

حل مشکلات به صورت گروهی

حتی زمانی که شما تیپ شخصیتی خودتان و همکارانتان را درک می کنید، گاها ممکن است تضادها و سوءتفاهم هایی بخصوص بین گروه ها تجربه کنید. زمانی که مشکلاتی درون یک گروه نمایان می شود، شما می بایست به تیمتان برگردید و کمک به یافتن راه حل نمایید.

سعی کنید یک گفتگوی گروهی راه بیاندازید. این مطمئنا نیازمند ارتباطی موثر و خوب است. یک دستور جلسه فوری ارسال نمایید، هدف از این جلسه را مطرح کنید و فرایند تصمیم گیری را با سوالات کلیدی عنوان کنید. در طول جلسه از این چهار مرحله پیروی کنید:

  • مشکل را شناسایی کنید.

    شما نمی توانید مشکلی را حل کنید اگر بقیه فکر کنند مشکلی وجود ندارد.

  • احساسات را مطرح کنید.

    همه ما نیاز داریم که شنیده شویم. مطمئن شوید که همه فرصت به اشتراک گذاشتن احساسشان نسبت به مشکل موجود را داشته باشند.

  • مشکل را توصیف کنید.

    آیا همه متوجه تمامی پیچیدگی های موجود شده اند؟

  • راه حل هایی را ارائه دهید.

    ممکن است نیاز باشد چندین راه حل ممکن را پیشنهاد دهید. همه گزینه ها را بررسی کنید و سپس بهترین را انتخاب کنید.

مطلوب ترین نتیجه در گفتمان های گروهی توافقی عمومی است، جایی که همه با راه حل مطرح شده موافقند. اما این موضوع ممکن است همیشه اتفاق نیافتد: وضعیت های دیگر ممکن است موجب رای اکثریت شود و همچنین میانجیگری شخص ثالث یا داوری، یا حتی تعلیق موقت بحث می تواند موارد دیگری باشد که اتفاق می افتد.

نگاهی به مطلب جذاب “هوش کلامی چیست؟” بیاندازید

انتقاد

اگر میخواهیم بدانیم که چگونه در محیط کار موثرتر رفتار کنیم؟ باید بدانیم که , تضاد دیگری که اغلب در محیط های کاری خود را نشان می دهد انتقاد شدن و انتقاد کردن است. هر چند انتقاد امری طبیعی می باشد، اغلب برای همه طرفین درگیر ناراحت کننده است. به جای دوری کردن از آن، چرا یاد نگیریم که چطور از انتقاد شدن و انتقاد کردن استفاده بهینه کنیم!

اگر شما یک رهبر یا مدیر هستید، ممکن است در موقعیتی قرار بگیرید که بخواهید از یکی از کارمندانتان انتقاد کنید. برای اینکه این کار را راحت تر انجام دهید، شرایطی را انتخاب کنید که محرمانه باشد و کسی را مورد تهدید قرار ندهید. نقطه نظر خود را با جزئیات کامل بیان کنید، و جاهایی که امکان دارد داده های عینی ارائه کنید. در پایان، برنامه ای برای تغییر ارائه نمایید تا انتظارات هر دو طرف را برآورده کند.

اگر خود را در شرایطی دیدید که در حال انتقاد شدن هستید، درخواست چند مثال از رفتار مورد بحث کنید و از جبهه گرفتن دوری کنید، چون این کار فقط احساسات منفی را برجا می گذارد. برداشت خودتان را بازگو کنید تا هر دوی شما روی این موضوع به اتفاق نظر برسید. اگر اشتباه کرده اید قبول کنید، سعی کنید رشد کنید، و بپرسید که چگونه می توانید رفتار خود را بهبود بخشید.

با داشتن یک مکالمه مبتنی بر همکاری و متمرکز بر روی یک راه حل، شما کنترل را در دست می گیرید. همه ما اشتباه می کنیم، چیزی که شما را متمایز می کند این است که چگونه از این اشتباهات درس می گیرید.

ویژگی های یک ارتباط موثر چیست؟

امروزه جهان حول و حوش ارتباطات می‌چرخد و در واقع، عصر، عصر ارتباطات است. هر فردی برای رسیدن به موفقیت بایستی با دیگران تعامل داشته باشد و هر چقدر که ارتباط موثر با دیگران داشته باشید، موفقیت‌هایتان نیز چشمگیرتر خواهند شد. منتها ارتباط موثر برای هر منظوری که باشد، از جمله یک سخنرانی مهم در ارتباط با فروش یک محصول، مذاکره و هر چیز دیگری نیازمند رعایت یک سری نکات مهم و ضروری می باشد، در غیر اینصورت تمامی انسان‌ها از نعمت صحبت کردن برخوردار هستند، منتها عاملی که تفاوتی بزرگ بین انسان‌ها ایجاد می‌کند، داشتن و به کار بردن یک سری تکنیک‌های هوشمندانه در هنگام ارتباط آنها با افراد مقابلشان است. ما در این مقاله قصد داریم آن دسته از ویژگی ها و تکنیک های مهمی که پیروزی شما را به ارمغان می‌آورد و راه و روش یک ارتباط موثر را به شما می آموزد را برایتان ارائه دهیم. اگر شما نیز می‌خواهید این تکنیک های به درد بخور را بیاموزید و در تمام موقعیت های زندگی خود از آن بهره مند شوید، پیشنهاد می کنیم با ما تا پایان این مقاله‌ی کاربردی همراه باشید.

ویژگی های یک ارتباط موثر کدام ها هستند؟
تاثیرگذاری:
با قاطعیت تمام این نکته بر اساس پژوهش‌ها و تحقیقات متنوعی که در این زمینه انجام شده به اثبات رسیده است که تاثیرگذاری اولین و مهمترین و در عین حال ضروری‌ترین آیتم در داشتن یک ارتباط موثر است. به همین دلیل ابتدای یک ارتباط قبل از هر چیزی به نوع رفتار و تاثیری که شما بر روی مخاطبان خود می‌گذارید، بستگی دارد. سعی کنید همواره روی ذهن و فیزیک خود تسلط داشته باشید تا مصمم بودن نه تنها برای شما نمایان باشد، بلکه به مخاطب نیز همین احساس را بدهد، آنگاه پیروزی برای شماست.

 

لبخند را فراموش نکنید!
معجزه‌ی لبخند در هر ارتباطی را فراموش نکنید، حال هر چقدر لبخند شما صادقانه و پر قدر تر باشد، به همان میزان تاثیرگذاری شما بیشتر خواهد بود، سعی کنید همیشه لبخند زیبایی بر لب داشته باشید و در هنگام سخنرانی نیز گاهی وقت‌ها بعد از گفتن جمله‌ای، کمی مکث کنید و سپس همراه با یک لبخند و لحنی محکم، نکته‌ی مهم سخنرانی و مذاکره‌ی خود را بگویید، اینگونه در واقع مخاطب را وا می‌دارید، که در پشت آن مکث کوتاه، یک توجه عمیق به جمله‌ای که خواهید گفت داشته باشید و آن لبخند باعث می‌شود با اشتیاق بیشتری به مابقی سخنرانی شما گوش نمایند.
امنیت و اطمینان ایجاد کنید!
احساسی که شما به مخاطبان خود می‌دهید، تنها دلیل پیروزی شما در داشتن یک ارتباط موثر است، حال این احساس می‌تواند، حس امنیت و اطمینان هم ایجاد کند، به عنوان مثال اگر در یک ارتباطی، ملاحظه کردید که طرف مقابل شما در حال گارد گرفتن است، بهتر است قبل از رفتن به اصل مطلب، کمی به صورت غیرمستقیم با او صحبت نمایید تا ابتدا با شما احساس راحتی کند و سپس هوشمندانه وارد موضوع و هدف اصلی خودتان شوید.
زبان بدن را بیاموزید!
آیا می‌دانستید همیشه صحبت کردن نیست که شما را به هدفتان می‌رساند؟ آیا می‌دانستید زبان بدن نیز نقش بسزایی را در پیشبرد ارتباطات و مذاکرات مهم شما ایفا می‌کند؟ زبان بدن به شما کمک می‌کند تاثیرگذاری شما دوچندان و شاید هم صد چندان برابر شود، به عنوان مثال در هنگام صحبت کردن دستان خود را در جیب خود پنهان نکنید، بلکه دستانتان را به صورت باز و با هر نکته‌ای که می‌گویید آنها را هم به کار ببرید، تا به طور مصمم روی مخاطب نفوذ داشته باشید، لبخند، نوع نگاه شما به مخاطب، حرکتهای دست شما، همگی به نوعی زبان بدن شما هستند که می توانند بهترین گزینه برای جذب یک مشتری در هنگام گفتگو باشد.

موضوع اصلی را بپیچانید!
یکی از نکات مهمی که در هنگام یک ارتباط بایستی به آن توجه نمایید، این است که در هر ارتباط و مذاکره‌ای یک راست سر اصل مطلب نروید، این موضوع مثل آن است که طرف مقابل این حس به او دست می‌دهد، که شما جز فروش محصول خود هدف دیگری ندارید به همین دلیل علاقه‌ای هم به ارتباط نشان نمی‌دهد. به همین دلیل بایستی از روش تقلب هم استفاده کرد، چرا که این یکی از قانون‌های ارتباطی می‌باشد که موضوع و هدف خود را به صورت کاملا محسوس در لا به لای حرفهای دوستانه‌ی خود به مشتری بزنید تا او هم بتواند با درگیر کردن احساساتش نسبت به آن محصول، به فکر خرید و یا بستن قرارداد با شما باشد.
قاطع باشید!
همواره سعی کنید در طول یک ارتباط، قاطع باشید، چرا که فروتنی بیش از اندازه، به درد یک ارتباط موثر نمی‌خورد، بایستی تمام کلمات خود را مصمم و قاطعانه بیان کنید تا مشتری به درستی کار شما پی ببرد.
کلام آخر
اگر قصد دارید یک ارتباط موثر داشته باشید، باید بتوانید شکارچی خوبی باشید، روی دیگران تاثیر متفاوت بگذارید و با درگیر کردن احساسات آنها نسبت به آن محصول، پیروزی را نصیب خود نمایید. از اینکه تا پایان این مقاله با ما همراه بودید از شما سپاسگزاریم.

نکته هایی طلایی برای داشتن فن بیان

فن بیان یکی از مهارت‌های ویژه‌ای است که افراد با داشتن آن می توانند با سرعت بیشتری به هدفشان برسند. حال این هدف می‌تواند متقاعد کردن مشتریان در زمینه‌ی کاری و یا ارائه یک کنفرانس عملی در حضور تعدادی بیشمار از داوران باشد. در واقع فن بیان، نوعی مهارت در جهت متقاعد ساختن یک فرد و یا یک گروه از افرادی است که با آنها تعامل دارید. با اینکه نیمی از مردم، ممکن است به صورت ذاتی از چنین نعمتی برخوردار باشند و بدون هیچ آموزشی، با نوع صحبت کردن، دیگران را در مقابل خواسته‌ها و نظراتشان به سکوت وا دارند، در مقابل افرادی هم هستند که با آموختن تکنیک‌هایی مفید، به مرور دارای یک فن بیان عالی خواهند شد. ما در این مقاله قصد داریم، مهمترین و کلیدی‌ترین نکات را در قالب یک راهنمای ضروری برای داشتن فن بیان مناسب، برای شما مخاطبان عزیز و محترم ارائه دهیم. اگر شما نیز مدتی است در مورد فن بیان و راههای داشتن فن بیان تحقیق می‌کنید، پیشنهاد می‌کنیم با ما تا پایان این مقاله کاربردی همراه باشید.

نکات مهم برای داشتن فن بیان چیست؟
پژوهش‌های بسیاری در این زمینه صورت گرفته که ما در این مقاله سعی می‌کنیم تنها به مهمترین و کاربردی ترین آنها بپردازیم.

لحن خود را محکم کنید!
اولین نکته که در عین حال ضروری ترین نکته هم می‌باشد، قدرتی است که در لحن و آهنگ صدای شماست. اگر فردی هستید که به آرامی صحبت می‌کنید به حدی که دیگران به سختی صدایتان را می‌شنوند، باید به شما بگوییم که برای داشتن فن بیان، ابتدا روی لحن خود تمرکز کنید! برای اینکه ارتباط موثری با دیگران داشته باشید، بایستی با لحن قاطعی صحبت کنید، به طوریکه هیچ شک و شبهه‌ای در جملاتی که ادا می‌کنید حس نشود. با قدرت و صریح حرف بزنید و سعی کنید حرفهایتان جنبه سوال و یا تعجب به خودش نگیرد. اینگونه مخاطب به قدرت و قاطعیتی که در لحن شماست، به حرفهایتان به خوبی توجه می‌کند.
صدایتان را بالا ببرید!
بالا بردن صدای شما به منظور داد و فریاد نیست، یکی از جالب ترین ترفندهای داشتن یک فن بیان عالی، این است که در هنگام صحبت کردن، لحنتان یکنواخت نباشد، به این صورت که در حین حرف زدن، ناگهان تن صدایتان را کمی بالا ببرید، منتها سعی کنید لحنتان عوض نشود، هدف ما فقط روی تن صداست، چرا که اگر صدای شما به طور یکنواخت به گوش مخاطب برسد، حالت خلسه‌ای به طرف مقابل می‌دهد و باعث می‌شود به اواسط صحبت که می رسید، دیگر توجه اولیه را به حرفهایتان نداشته باشد، که در اینصورت با عوض کردن آهنگ صدای خود، آنها را دوباره به مسیر خودتان می کشید.
در هنگام صحبت کردن به افراد نگاه کنید!
برای اثر گذاشتن در افراد به آنها تمرکز کنید، باید با نگاه نافذ خود به آنها جای هر گونه سوال و ابهامی را از ذهنشان دور کنید تا بتوانید هدف خود را که در لابه لای حرف‌هایتان نهفته است را به مخاطب برسانید. نگاه کردن به طرف مقابل صحبتتان، باعث می‌شود روی شما و حرف هایتان به درستی تمرکز کنند و در نهایت به آنچه می‌خواهید برسید.
احساسات مخاطب را برانگیزید!
آیا می‌دانستید تاثیری که شما و نوع صحبتتان روی مخاطب می‌گذارد تا چه حد قدرت دارد؟ آیا می‌دانستید انسان‌ها بیشتر از روی احساس تصمیم به خرید می‌گیرند، تا از روی منطق؟! این موضوع کاملا حقیقت دارد، به این خاطر است که اکثر مدیران موفق فروش با در میان گذاشتن احساسات مشتری، به هدف خودشان می رسند. برای این منظور کافیست با عنوان کردن یک مثال، حرفهایتان را نتیجه‌گیری کرده و یا با عنوان کردن یک داستان جالب، با مشتری تعامل برقرار نمایید. اینگونه هم یک ارتباط موثر با مخاطب برقرار کرده اید و هم توانستید به خوبی یک قرارداد شگفت انگیز ببندید.

در جاهایی از صحبت خود مکث کنید!
برای اینکه فن بیان بسیار خوبی داشته باشید و حرف‌هایتان را در نهایت واضح بودن به مخاطب برسانید باید در جاهایی از صحبت خود که می‌خواهید نکته‌ی مهمی را بیان کنید، ابتدا کمی مکث کرده و سپس آن نکته را با تسلط و صدایی بالاتر عنوان نمایید. هیچوقت در صحبت کردن و توضیح دادن مطلبی، سرعت نداشته باشید، اینگونه نه تنها مخاطب به حرفهایتان گوش نمی کند بلکه چیزی هم نمی تواند از حرفهایتان برداشت کند. به همین دلیل فقط یک انرژی مفید و بی نتیجه ای را به هدر داده‌اید. از این رو سعی کنید همواره با یک ریتم مناسب جمله هایتان را به مخاطب برسانید.
تمرین کنید!
قرار نیست همه چیز استعدادی و از پیش ساخته شده باشد. شما بایستی با تمرین کردن، فن بیان خود را خوب و خوبتر نمایید. بدین ترتیب سعی کنید قبل از هر سخنرانی و کنفرانس مهمی در ارتباط با موضوعی که قصد روایت آن را دارید به اندازه کافی تمرین داشته باشید. از اینکه تا پایان این مقاله با ما همراه بودید از شما سپاسگزاریم.

چگونه جذاب باشیم و ارتباط موثری برقرار نماییم؟

امروزه جدابیت در گفتار یکی از پر اهمیت‌ترین موضوعات افراد خصوصا در زمینه کاری، بازاریابی و فروش است. تصور کنید شما مدیر فروش یک شرکت هستید، یکی از افراد متبحری که قصد دارد با گفتار خود، به رشد شرکت بیفزاید، مسلما شما در قالب یک مدیر فروش، بایستی فن بیان بسیار خوبی داشته باشید! از این رو یکی از نقش‌های اصلی در اکثر زمینه‌ها، چگونه سخنوری و فن بیان خوب و مناسب افراد می باشد.

چگونه فن بیان خود را تقویت کنید؟

بیایید کمی در مورد جذابیت شخصیتی در هنگام حرف زدن صحبت کنیم. شما به عنوان یک فرد در اجتماع، بایستی روی نقاط قوت و ضعف خود دقت داشته باشید، به عنوان مثال ممکن است فردی موفق، تحصیلکرده و مبادی آداب باشید، منتها شاید از دید خودتان فردی کم حرف به نظر برسید و در جمع های خانوادگی و یا جلسات کاری، آنقدر در میان افراد دیگر، برجسته به نظر نیایید. یادتان باشد کم حرف بودن خودش یکی از نکاتی است که افراد جذاب به خوبی از رازش باخبر هستند، اما کم حرف بودن به معنای به کل سکوت کردن در یک جمع نیست. بلکه تا زمانی که موقعیت صحبت برای شما پیش نیامده، سعی کنید سکوت نمایید. برای اینکه فرد جذابی باشید بایستی لبخند ملیحی بر لب داشته باشید و به موقع و در جای خودش صحبت کنید، آنگاه می‌بینید که چگونه با اشتیاق به حرف هایتان گوش می‌دهند. از این رو خودتان را بشناسید و سعی کنید روی نقاط ضعف خود بیشتر کار کنید.

مطالعه داشته باشید!

همه این را به خوبی می‌دانند که برای بالا بردن فن بیان، بایستی روی کلماتی که بیان می کنید، مسلط باشید، به همین دلیل یکی از مهمترین و ضروری‌ترین آیتم‌ها برای اینکه فن بیان بالایی داشته باشید، این است که دایره لغات خودتان را به حداکثر برسانید، از این رو هر چقدر کلمات و لغات بیشتری بلد باشید، در هنگام صحبت کردن، می‌توانید اشراف کاملتری به موضوع صحبت خود داشته باشید و انسجامی که در گفتار شما بوجود می آید می تواند تاثیر بسیار خوبی روی مخاطب داشته باشد.

به آهنگ و لحن صدایتان توجه کنید!

سعی کنید خودتان باشید، با آهنگ صدای خودتان حرف زدن را بیاموزید، منتها مراقب لحن خود باشید، در هنگام صحبت کردن نباید لحنتان بیش از حد خشک و یا فروتنانه باشد، بایستی لحنی کاملا آرام و قاطعی داشته باشید تا مخاطب و کسانی که در اطراف شما هستند، به آنچه می‌گویید توجه کنند و اشتیاق برای ادامه صحبت با شما داشته باشند. یکی از مهمترین نکته ای که باید بدانید، این است که در هنگام صحبت کردن به هیچ عنوان تند تند و به سرعت جملات خود را بیان نکنید، از طرفی شمرده شمره هم حرف نزنید که مخاطب خوابش بگیرد، سعی کنید ریتم صحبت خود را مهار کرده و در هنگام حرف زدن تن صدایتان را مدیریت نمایید.

 

 

به خودتان مسلط باشید!

در هنگام صحبت کردن به خودتان و حرفهایتان مسلط باشید، آرامش را در گفتار حفظ کنید و سعی کنید با نگاه کردن به چشمان مخاطب خود، او را ترغیب به گوش کردن نمایید. مثلا در هنگام حرف زدن دائما به اطراف نگاه نکنید و یا بی‌حال صحبت نکنید، اینگونه مخاطب به هیچ عنوان به حرفهایتان گوش نخواهد داد. یادتان باشد در مورد آنچه می‌خواهید بگویید مسلط باشید تا بتوانید رشته‌ی یک جمع را به دست گیرید.

با انرژی صحبت کنید!

شاد و سرحال باشید، اگر می خواهید فن بیان بسیار خوبی داشته باشید، لبخند بزنید، بگذارید یک انرژی مثبت را به افرادی که قرار است پای حرف‌هایتان بنشینند بدهید. تحقیقات ثابت کرده است، انرژی یک فرد، خیلی سریع به اطراف ساطع می‌شود، از این رو سعی کنید، در هنگام صحبت کردن، کلمات خود را با انرژی بیان کنید و لبخند بر لبانتان جای ویژه‌ای داشته باشد.

نامفهوم صحبت نکنید!

واضح و شفاف صحبت کنید، اجازه بدهید افراد از صحبت‌های شما به نتیجه‌ی درستی دست پیدا کنند، اینگونه شما نیز با تهاجمی از سوالات مختلف روبرو نمی‌شوید، موضوع خودتان را روشن کنید، و منسجم و یکپارچه حرف هایتان را به اتمام برسانید.

دوستانه رفتار کنید!

صمیمیت در گفتار و رفتار شما، باعث می‌شود یک ارتباط موثر برقرار نمایید، شاید یکی از اصل های داشتن یک ارتباط موثر نیز همین باشد، هنگامیکه شما با مخاطبان خود که می‌توانند مشتریان، خانواده و یا تیم کاری باشد، دوستانه مذاکره می کنید، جوی که شکل می‌گیرد بر یک پایه دوستانه خواهد بود و افراد سعی می‌کنند در هر شرایطی آنچه که به نفع همه است را انتخاب و اجرا نمایند، از این رو اگر قصد دارید، ارتباط موثری برقرار نمایید و مشتریان را متقاعد کنید که به پیشنهاد شما واکنش مثبت نشان دهند سعی کنید در حد خیلی خوبی تاثیرگذار باشید تا  بتوانید همه چیز آنطور که شما را راضی میکند باشد. امیداوریم از مطالب گفته شده بهره مند شده باشید. از همراهی شما تا پایان این مقاله سپاسگزاریم.

ارتباط موثر چیست؟

ارتباط موثر چیست؟

به نظر من انسان چیزی جز ارتباطاتش نیست. و انسانی موفق و شاد است که ارتباط موثر با دیگران برقرار گند.  یه لحظه تجسم کنید که با دیگران  ارتباط ندارید و نباید با شخصی حرف بزنید !

اصلا تصورش هم سخت است .

ما تمام نیازهای زندگی خود را از طریق ارتباطات تامین می کنیم .

مثلا نیاز به بقا و نیاز به بودن و دیده شدن که به نظر بسیاری از دانشمندان نیاز به دیده شده مهمترین نیاز بشر است که تمام نیازهای کا را تحت تاثیر قرار می دهد.

در صورتی که نتوانیم با انسانها و جهان ارتباط برقرار کنیم احتمالا سهم زیادی از شادی , رفاه و خوشبختی در دنیا نخواهیم برد.

برای شروع بهتر است تعریفی از ارتباط داشته باشیم .

البته تغریفهای زیادی از ارتباط موجود است که تقریبا همه ی آنها در چند جمله ی زیر خلاصه شده است.

تغریف ارتباط :

  •  ارتباط فرآیندی است آگاهانه یا نا آگاهانه ،خواسته یا نا خواسته که از طریق آن احساسات و نظرات به شکل پیام هایی کلامی  یا غیر کلامی,دریافت یا ارسال می گردد و به نحوی ادراک می شوند.
  •  ارتباط عبارت است از فرآیند انتقال و تبادل افکار، اندیشه ها، احساسات و عقاید افراد با استفاده از علایم ونماد های مناسب به منظور تأثیر،کنترل وهدایت یکدیگر.
  • معمولا تبادل پیام به صورت رفت و برگشتی می باشد . یعنی یک یا چند پیام میفرستیم و یک یا چند پیام می گیریم.
  • ارتباط معمولا ۳ رکن اصلی دارد : ۱- انتقال دهنده پیام ۲- گیرنده ی پیام ۳- خود پیام

تعریف ارتباط در ویکی پدیا

 

 

تعریف ارتباط موثر:

رابطه ای که طرفین در آن پیامها را به طور کامل و با حد اکثر دقت ممکن دریافت و درک می کنند.

در مرحله ی اول مسئولیت انتقال پیام به عهده ی طرف اول است.

یعنی باید با بررسی شرایط و مشخصات و درک موقعیت مکانی و زمانی با بهره گیری از بهترین ابزار پیام را منتقل کند.

تا گیرنده ی پیام بتواند به راحتی پیام را درک کند تا پاسخ مناسب به آن بدهد.

ولی همه ی ما به عنوان گیرندگان پیام هم وظیفه داریم تا برای درک و فهم پیام سعی کنیم .

یعنی در صورتی که انتقال دهنده تمام سعی خود را بکند ولی ما تمایلی به دریافت پیام نداشته باشیم یا حتی تمام سعی خود را بکنیم که پیام را دریافت نکنیم , ارتباز برقرار نخواهد شد.

چه برسد به ارتباط موثر!

ضمنا هر زمان و شرایطی شیوه و نحوه ی ارتباط خود را می طلبد و بسته به نوع فرهنگ و هنجارهای اجتماعی روشهای ارتباطی متفاوت خواهد بود.

به عنوان مثال و برای به خاطر سپاری به یاد بیاورید زمانی که ارتباطات اینترنتی به شکل دایال آپ بود و مراحل دشوار اتصال به اینترنت ولی اکنون…

ارتباط موثر آسان نیست!

به همین علت است که ارتباط و مهارت ارتباطی، بر خلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد کار ساده‌ای نیست.

در حقیقت اگر بخواهیم کمی دقیق تر به مسئله نگاه کنیم:

ما در ارتباط موثر می خواهیم قسمتی از اطلاعات مغز خود را به مغز شخص دیگری در مکان دیگر و با شرایط دیگر منتقل کنیم تا اطلاعات مغز او را تغییز دهیم.

با توجه به متغیرهای زیاد اطمینان از اینکه آنچه گه به طرف مقابل منتقل میشود دقیقا همان چیزی بوده که ما می خواستیم ,بسیار دشوار است.

و برای اینکار از ابزارهای کلامی و غیرکلامی استفاده می‌کنیم و امیدواریم آنچه در ذهن ما نقش بسته است، به همان شکل در ذهن طرف مقابل ثبت شود.

 

 اهمیت ارتباط موثر

تقریبا اهمیت ارتباط موثر از مطالب بالا مشخص است .

ولی بطور خلاصه اگر ما میخواهیم:

  • با صرف انرژی کمتر بتوانیم بیشتر نظر و خواسته های خود را به دیگران بفهمانیم
  •  بهتر و رودتر نتیجه بگیریم
  •  دیگران هم بدانند چرا این کار را می کنند
  • دیگران احساس رضایت داشته باشند 
  • و…

 

شیوه های مختلف ارتباطی

 کلامی مثل : مذاکره, سخنرانی , نوشتن

غیر کلامی مثل استفاده از حرکات و  زیان بدن , استفاده از تصویر ,محیط

 

اکثر انسانها از هر دو روش در برقراری ارتباط استفاده می کنند .

ولی امکان دارد در یکی ضعیف تر و در دیگری قوی تر عمل کنند.

 

سطح ادراک

با توجه به تفاوت در سطج ادراک تمام انسانها و انتراعی بودن بسیاری از مفاهیم برقراری ارتباط موثر ماندگار کار آسوده ای نیست.

به همین علت شناخت مخاطب ,موقعیت‌شناسی و تیز حسی و آگاهی بالا برای برقراری ارتباط بسیار مهم و ضروری است.

ممکن است ما مطلبی را در جایی به مخاطب بگوییم و از ما نپذیرد ولی در جای دیگر با آغوش باز بپذیرد.

مثلا درخواست آب در بیابان از کسی یا دریافت آب از همان شخص در شهر!

با این وجود هرچه که ما بیشتر ارتباط برقرار کنیم بیشتر به این مهارت مسلط می شویم .

 

حواسمان باشد به برونگراها و درونگراها

در مواجهه با افراد درونگرا حراف نباشید .

چون این افراد انرژی خود را از خلوت و سکوت می گیرند و برای تصمیم گیری نیاز به فرصت و بررسی موضوع در خلوت خود دارند

بعضی اوقات برونگراها احساس می کنند شخص مقابل حرف او را متوجه نشده و برای شیر فهم کردن او مطلب را چندین بار توضیح می دهند .

در صورتی که همانطور که گفته شد افراد درونگرا نیاز به زمان دارند .

و این ربطی به سطج ادراک و فهم طرف مقابل ندارد

ارتباط موثر

روش هایی برای برقراری ارتباط موثر

در همین رابطه مطالعه کنید : دوره ی غیر حضوری ۷ تکنیک ارتباط موثر

  • احترام و ارزش برای طرف مقابل

وقتی ما برای شخصی ارزش و احترام قائل باشیم به رفتار و گفتار خود بیشتر  توجه می کنیم.

و همین امر باعث انتقال احساس اهمیت به شخص مقابل می شود و اولین گام در برقراری ارتباط موثر همین مسئله است.

 

  • خوب بشنوید

اگر ما خوب نشنویم نمیدانیم طرف مقابل چه می خواهد و نمی فهمیم چه بگوییم که به برقراری ارتباط کمک کند . به همین سادگی!

 

  •  مذاکره کنید یا عامیانه تر اینکه حرف بزنید 

یکی از مهمترین راههای برقراری ارتباط است و تا حرف تزنید چیامی منتقل نخواهد شد .

اگر از چیزی خوشتان می آید یا آنرا نمی خواهید حرف بزنید و بگزارید دیگران هم بدانند در ذهن و دل شما چه می گذرد.

در همین رابطه مطالعه کنید :مقاله ی چگونه با دیگران صجبت کنیم؟

  •  سوال بپرسید

سوال پرسیدن گلید اصلی فهم و درک خواسته ی طرف مقابل است . با سوالات خوب بهتر و سریعتر به ارتباز موثر نزدیک می شوید.

بعضی اوقات مخاطب در جواب به سوال شما مسائلی را مطرح می کند که شاید خودش تا مدتها از آن ناآگاه بوده است.

 

  • منعطف باشید

اجازه بدهید کمی هم از حال خوب و احساس لذت برقرای ارتباط خوب نصیب طرف مقابل شود .

به دیگران سخت نگیرید و فکر نکنید همیشه باید ۱۰۰% همه چیز مطابق میل شما باشد تا راضی شوید.

 

  • به ارتباط غیرکلامی بها بدهید

قسمت اعظمی از اطلاعات از طرق غیز کلامی منتقل میشوند .

شما بدون اینکه بدانید با بدن خود در حال انتقال اطلاعات به دیگران هستید .

رادارهای دیگران به صورت خود آگاه یا ناخودآگاه در حال اسکن وضعیت شماست .

مثلا اینکه کسی حالش خوب است یا نه از حرکاتش پیداست .

حتما  برای شما هم اتفاق افتاده که به شخصی میگویید چی شده انگار حالت خوب نیست و او می گوید : نه چیزی نیست.

ولی شما مطمئنید که چیزی شده است.

 

  • بیان احساسات

در اکثر مواقع بیان احساساتتان در لحظه به برقراری ارتباط خوب و با کیفیت کمک می کند. اینکه دیگران بدانند شما چه احساسی دارید به آنها هم حس خوبی می دهد.

انسانها دوست دارند همدردی و همدلی کنند.

 

  • دیگران را تحت تأثیر قرار بدهید و روزشان را بسازید

کار ویژه و خاصی انجام دهید . سعی کنید خلاق باشید و جسور. روز مخاطب را بسازید , با یک هدیه یا یک جمله مثبت و خوب .

سعی کنید کاری کنید که در آن روز فقط به شما و کاری که انجام دادید فکر کنند.

 

  • تشکر , تشکر

از همه چیز و همه کس تشکر کنید . بابت کوچکترین کارها تشکر کنید تا بزرگترین همکاری ها را شاهد باشید. تشگر گردن افراد را به ادامه ی ارتباط تشویق می کند.

در همین رابطه مطالعه کنید :حسن جویی و تعریف از دیگران

 

حفظ ارتباط و اصل پیگیری

حبقه ی فراموش شده ی ارتباط موثر پیگیری تعهداتی است که در مذاکرات و گفتگوها رد و بدل شده .

متعهد بودن و مسئولیت پذیر بودن از مسیر ارتباطی شما محافظت می کند .

فراموش نکنید همه خوب حرف می زنند و قول می دهند  ولی تفاوت اصلی در عمل به وعده ها و تعهدات است و اینجاست که سره از ناسره مشخص می شود.

و دقیقا در همین نقطه است که ارتباطات شروع به ریشه دادن خواهد کرد.

 

متعهد و مسئولیت‌پذیر باشید و با این کار کیفیت ارتباطات خود را بیمه کنید.

 

 

 

 

مذاکره موفق

مذاکره موفق ۱

مذاکره موفق با قانون پل طلایی در مذاکره

این قانون یا مرام در مذاکره موفق برگرفته از یک ضرب المثل قدیمی در چین است که میگوید اگر , دشمن به شما حمله کرد پلهای پشت سرش را خراب نکنید چون انگیزه و در نتیجه نیرویش برای جنگیدن چند برابر میشود, بلکه پلهای پشت سرش را از طلا بسازید تا با افتخار فرار کند .

در حقیقت این مثال یعنی اینکه در مذاکره از به مخمصه انداختن دیگران خودداری کنید. و حتی راه خروج محترمانه از بحثی که احساس میکنید طرف مقابل در منگنه قرار گرفته را هم به او  نشان دهید.

این شرایط ممکن است از موارد گوناگونی سرچشمه گرفته باشد مثلا” تیق زدن مخاطب یا اطلاعات نادرست یا اشتباه محاسباتی و یا حتی دروغ گفتن مخاطب.

یعنی ممکن است مخاطب شما به شما دروغی بگوید و شما متوجه آن بشوید, پیش پا افتاده ترین کار اینست که سریعا دروغش را به رویش بیاورید و بخواهید به این وسیله امتیاز گیری کنید.

فراموش نکردن هدف در مذاکره موفق

تقریبا در همه ی مذاکره ها هدف اصلی ما انجام کار و امتیاز گیری در جهت اهداف خود و یا سازمان متبوعمان است. در چنین شرایطی اثبات با شعور بودن خودمان و بیشعور بودن طرف مقابل و یا القای عدم شایستگی فرد برای این مذاکره کاملا بی معنی است.

چون مطمئنا با این کار هر شخصی گارد خواهد گرفت و شروع به تخریب و فرافکنی در جهت بر هم زدن کلیه توافقات خواهد کرد.

چه بسا تمام سعی خد را برای انجام نشدن یک توافق یا معامله انجام دهد.

در یکی از جلسه های خرید و سرمایه گذاری ملکی , فروشنده در محاسبات اشتباه فاحشی کرد که سهوا و از روی حواس پرتی بود.

خریدار چندین بار در طول مذاکره به صورت تمسخر این نکته را یادآوری میکرد که” لازم نیست شما حساب کتاب کنید اون ماشین حساب رو بدید من حساب کنم. ”

من متوجه شدم که کل حواس فروشنده  روی این مطلب بود که یا چیزی بگوید که این حرف را تلافی کند یا از جلسه خارج شود . و در نهایت هر دو کار را انجام داد .

جالب اینجاست که خریدار به کاری که کرده بود افتخار می کرد و میگفت:

دیدید حالش را گرفتم!

مذاکره خوب

من فقط از او پرسیدم : هدف از این مذاکره این بود که حال طرف را بگیری یا یک معامله ی خوب ومذاکره موفق داشته باشی ؟!

و آیا الان به هدفت رسیدی؟

اکثر ما بصورت نا خودآگاه یا حتی خودآگاه در طول روز در حال انجام مذاکرات حالگیری هستیم و متاسفانه از خودمان هم راضی هستیم.

گاهی کیف هم می کنیم و به صورت کاذب خود را موفق هم میدانیم.

در حالی که تمام مذاکره کنندگان حرفه ای میدانند که در یک مذاکره موفق نه تنها نباید اشتباه و کج فهمی مشتری را به رخش کشید که باید از آن گذشت .

و حتی زحمت “ماست مالی “آنرا هم کشید که مبادا طرف مقابل احساس بدی که بر روند کار ما تاثیر می گذارد ,داشته باشد .

بلکه زمانی شما به اهدافتان در مذاکره می رسید که طرف مقابل شما سرشار از احساسات مثبت, خواه کاذب خواه واقعی باشد .

حتما شنیده اید که

بخشش از بزرگان است.

اگر میخواهید طرف شما تخفیف یا بخششی قائل شود و شما امتیاز بیشتری بگیرید , ابتدا باید این احساس بزرگ بودن را در فرد ایجاد کنید.

با کوچک کردن طرف مقابل شما چیزی بدست نخواهید آورد .اگر هم بدست آورید ماندگار و همیشگی نیست و توافق در این شرایط بنا به تجربه ماندگار نخواهد بود.

راه حلهای پیشنهادی

در شرایطی که احساس می کنید فرد مقابل در مخمصه افتاده میتوانید از راه حلهای زیر جهت خلاصی او و حتی خلاصی خودتان از شرایط نا مطلوب استفاده کنید.

چون گاهی اوقات خود ما از یک اشتباه و سوتی طرف مقابل بیشتر از خودش موذب می شویم.

  • ارائه ی گزینه های متفاوت

یکی از کارهایی که میشود در زمانی که احساس می کنیم طرف مقابل در مخمصه افتاده استفاده کنیم , ارائه ی پیشنهاد های مختلف است .

به این صورت هم توجه طرف را از اشتباهی که کرده بر می داریم و هم راهی برای ارائه پیشنهادهای خودمان داریم .

اتفاقا این شرایط بهترین راه برای ارائه ی پیشنهادهای ایده آل ماست.

چون احتمال اینکه در این شرایط طرف مقابل برای رهایی از مخمصه و حس بد گیر افتادن یکی از پیشنهادهای ما را قبول کند بیشتر است.

ضمنا در پیشنهاد های خودمان میتوانیم به طرف بفهمانیم که من متوجه اشتباه تو نشدم.

و اگر لازم است که طرف متوجه شود که ما اشتباه یادروغ شخص را فهمیدیم و نمیخواهیم به رویش بیاوریم ولی از این بابت ناراحتیم , میتوانیم در پیشنهادمان به صورت سطحی اشاره ای به این موضوع بکنیم.

مثلا بگوییم :اینکه گفتی فلان به نظرم حواست نبود ولی حالا کدام یک رو انتخاب می کنی؟”

 

در مذاکره موفق اصل تنوع در پیشنهاد را  به شدت استفاده کنید تا مخاطب احساس کند خودش انتخاب کرده نه اینکه به او تحمیل شده است .

 

  • استفاده از شوخی و طنز

معمولا همیشه جواب می دهد.

به شرطی که شما خود مشکل را دستمایه قرار دهید نه خود شخص را و به صورتی که به شخص بر نخورد.

مثلا یادم هست در یک جلسه در مورد خرید محصولی از نمایندگی یک شرکت فروشنده اشتباها قیمت نهایی را به ریال گفت و چندین بار هم تکرار می کرد .

جالب اینجاست که وقتی همین مبلغ رو به تومان تبدیل کرد و روی کاغذ نوشت و پرداختیهای خریدار رو حساب می کرد کاملا گیج شده بود و چندین بار محاسبه می کرد.

در همین لحظه من گفتم کار شما خیلی درسته پرداخت ما رو به ریال نوشتی هزینه ی کالای خودتون رو به تومان, ولی موقع حساب کتاب فرق نزاشتی هر دو رو به تومان حساب کردی دم شما گرم من تا حالا اینطور مشتری مداری ندیده بودم!

طرف مقابل خنده ای کرد گفت میگم مشکل از کجاست؟ از مشتری مداری بیش از حد ماست!

اتفاقا از اون به بعد هر وقت با من تماس میگرفت میگفت من همون آقای مشتری مدارم .نمیخوای با ما معامله کنی؟!

  • من خودم هم این اشتباه رو کردم

در این روش یا شما هم مثل این اشتباه را انجام داده اید یا اینکه یک از اشتباهات خودتان را تعریف می کنید, تا دل مخاطب آرام بگیرد.

این کار بسیار مثمر ثمر خواهد بود اگر با روش بالا یعنی طنز تلفیق شود .

انسانها دوست ندارند که احساس کنند خودشان فقط در شرایط سخت و احمقانه گیر افتاده اند.

وقتی شما هم خاطرات مشابه تعریف می کنید احساس” اخیش فقط من اینطور نیستم ” را به طرف القاء می کیند و به نوعی ابراز همدردی کرده اید.

نکته اینکه طبق اصل متقاعد سازی” معامله به مثل ” احتمالا بابت این لطفی که به مخاطب کرده اید , در یک زمان دیگر لطف شما را به طریقی جبران خواهد کرد.

 

  • به روی خودتان نیاورید

انگار نه انگار که یک همچین اتفاقی افتاده و کاملا طبیعی از موضوع بگذرید .

البته در شرایطی که مساله انقدر بغرنج نیست که به اصل ماجرا لطمه بزند.

یا حتی میتوانید با یک اصلاح سریع و به جا از موضوع بگذرید.

 

  • بحث رو عوض کنید

بهترین راه برای عوض کردن بحث سوال پرسیدن است.

با سوال پرسیدن هم میتوانید کلا مسیر بحث را به یک موضوع نا مربوط تعویض کنید.

یا اینکه صحبت را برگردانید به موضوع اصلی :

مثلا طرف مقابل میگوید تمام شرکتهای فولاد ایران این محصول را از ما تهیه کرده اند .

وشما حداقل یک شرکت را می شناسید که این محصول را از جای دیگری تامین می کند .

شما میتوانید سوال بر ربط بپرسید که طرف ادامه ندهد مثل اینکه ” گفتید چند نفر پرسنل دارید؟”

یا سوال با ربط تر مثلا” شرکتهایی که امسال از شما خرید کرده اند از کیفیت محصولات راضی بوده اند؟”

یا مستقیم تر مثلا:

شرکتهایی مثل فلان(شرکتی که شما میدانید از جای دیگر خرید میکند) و فلان هم محصولات شما را استفاده می کنند؟

اشتباه , دروغ یا سوتی و تپق به همهی اینها به پشم یک فرصت نگاه کنید . برای نمایش اینکه شما یک مذاکره کننده ی حرفه ای هستید .

در مذاکره سنگهایی که به سمت شما پرتاب می شود را بگیرید و از آنها دیوار بسازید.

چگونه با دیگران صحبت کنیم

چگونه با دیگران صحبت کنیم؟

چگونه با دیگران صحبت کنیم؟

همیشه نحوه ی صحبت کردن با دیگران و برقراری ارتباط موثر  و خسته کننده نبودن مکالمه برای بعضی ها ترس داشته  و برای بعضیها رویاست .

ضمنا تقریبا همه دغدغه ی خوب صحبت کردن رو دارند.

بد نیست این رو بدونیم تحقیقات ثابت کرده اکثر انسانها با توجه به مهارتهای ارتباطیشون با هم مقایسه میشوند.

یعنی وقتی میگیم این شخص از اون یکی بهتره احتمال زیاد منظور ما صرفا تواناییهای علمی و فنی شخص نیست بلکه اون شخص توانسته در ذهن ما اثری بگزاره و طوری خودش رو معرفی کنه و ارائه بده که نظر مثبت ما رو به خودش جلب کنه.

چگونه با دیگران صحبت کنیم

و تقریبا ۸۵ درصد موفقیت در زندگی رابطه مستقیم با مهارت‌های ارتباطی اون شخص داره.

با توجه به آمار منتشر شده،  اکثر کارفرمایان و صاحبان کسب و کار معیار انتخاب و استخدام‌شون مهارت‌های ارتباطی شخص است  و نه تحصیلات و تجربه و آموزش.

به این علت که  می دونند این مهارتهای ارتباطیه که شخص رو ممتاز میکنه .

افراد مختلف در هنگام صحبت با یکدیگر  متوجه می‌شوند کدام‌شان قوی تر, با اعتماد بنفس تر و شایسته ترند .

 

در واقع صحبت کردن به نوعی به رخ کشیدن توانایی و داشته های ما برای دریافت امتیاز و شرایطه بهتره.

ما با صحبت کردن ضمن امتیاز گیری برای دریافت شرایط بهتر , نیاز به جلوه کردن و مورد توجه قرار گرفتن خودمون رو هم ارضاء می کنیم که یکی از مهمترین نیازهای بشره.

هنر خوب صحبت کردن

حالا که به اهمیت موضوع صحبت کردن بیشتر از پیش پی بردیم و فهمیدیم که مهمترین قدم در ارتباط موثر صحبت کردنه ,باید بدونیم که خوب صحبت کردن یه هنره که همونطور که در مطالب گذشته هم گفتم پادکست و مقاله چگونه خوب صحبت کنیم؟قابل رشد و تعالی بخشیدنه.

خوبی هنر اینه که سن و سال هم نداره و از هرجا و هر زمانی میتونید دنبال هنر مورد علاقتون برید و مهارتهاشو بیاموزید.

صحبت کردن مطبوع و نامطبوع

محیط و فضایی که شما موقع صحبت کردن ایجاد می کنید مثل فضای یک اتاق میمونه . حالا فرض کنید تو این اتاق بوی نامطبوعی بیاد مثلا بوی فاضلاب , بهترین مبلمان و امکانات پذیرایی و هرچیز دیگه ای تا زمانی که اون بوی نا مطبوع از بین نره در نظر شما ذره ای ارزش نخوواهد داشت.

اصل اساسی در صحبت کردن با دیگران اینه که فضا باید مطبوع و عاری از هرگونه توهین و تمسخر و غرور و احساسات منفی به طرف مقابل باشه تا فضا فضای مناسبی برای انتقال مطلب باشه.

مسئله دیگه اینکه در فضای نامطبوع خودمون هم احساس خوبی نخواهیم داشت و این مسئله رو حاد تر میکنه.

چون ممکنه در این شرایط رفتاری از ما یا طرف مقابل سر بزنه که جبرانش بسیار سخت باشه.

بهترین حالت صحبت کردن اینه که همهی شرایط ایده آل مهیا باشه که البته بعضی وقتها کار بسیار دشواریه.

ولی با چند راهکار کوچک ولی با تاثیر زیاد میشه تا حدودی هر فضایی رو برای شروع و ادامه ی صحبت مساعد کرد.

 

مطبوع کننده های صحبت

سعی کنید در صحبتهاتون از یک یا چند تا از مطبوع کننده های مکالمه ی زیر استفاده کنید:

شیرین زبانی

طنز و شوخ طبعی

صدای خوب

صحبت صمیمانه

تعریف کردن پادکست و مقاله ی حسن جویی

تشکر کردن

 

انتقال پیام موثر فقط با  انتقال احساس خوب امکان پذیر است.

 

قسمتی از کتاب چگونه با هر کسی صحبت کنیم که نشان دهنده ی اهمیت انتقال حس خوب به مخاطب و شنونده از آغاز تا انتهای یک مکالمه است:

 

در زندگی به دو دسته از اشخاص بر می‌خوریم:
آن‌هایی که وارد اتاق می‌شوند و می‌گویند: خوب، من اینجا هستم.
آن‌هایی که وارد اتاق می‌شوند و می‌گویند: اوه، شما اینجا هستید.

 

خرید نسخه الکترونیکی کتاب از طریق لینک زیر از سایت فیدیبو:

چگونه با هرکسی صحبت کنیم: ۹۲ راهکار ساده برای رسیدن به موفقیت بزرگ در روابط

 

 

تکنیکها و روشهایی برای ادامه صحبت با دیگران

در این روشها ما می خواهیم طرف مقابل بیشتر صحبت کند تا به جایی برسیم که بتوانیم علاقه مندیها و نقاط مشترکی بین خودمان پیدا کینم

و یا اطلاعاتی بدست بیاریم که در مورد اوها بتونیم صحبت کنیم.

  •  نظر و سوال

این تکنیک بیشتر بر صحبت طرف مقابل تاکید دارد

یک نظر کلی بدهید و سوال کنید

مثلا کتاب خوندن خیلی خوبه . شما بیشتر به چه کتابهایی علاقه مندید؟

یا محصولات فلان کمپانی خیلی عالی هستند. شما از کدوم یکی از محصولاتشون استفاده کردید؟

یادتون باشه که سوالهای “باز” بپرسید یعنی سوالهایی که پاسخش “بله ” یا “خیر” نباشه.

چون قصد ما به حرف آوردن طرف مقابل است برای اینکه بتونیم موضوعی از درون صحبتهاش پیدا کنیم که ما از اون اطلاعاتی داشته باشیم یا مورد علاقمون باشه تا بتونیم در مورد صحبت کنیم.

سوال های باز معمولا با چه کسی؟ کی؟ چه؟ چرا؟ کجا؟ و چگونه؟ شروع می شوند.

نمونه های سوال های بسته: «کتاب دوست دارید؟»، «امروز از این محصول استفاده کردید؟»، «همیشه از این مسیر می روید؟»، «همیشه به این مکان می آیید؟» نمونه ای سوال های باز: «از چه کتاب های خوشتان می آید؟»، «چه زمانهایی از این محصول استفاده می کنید؟»، «چرا همیه این مسیر را برای رفت و آمد استفاده می کنید؟ا»، «چه زمانهایی بیشتر به این مکان می آیید؟»

 

حتی میتونید از سوال پرسیدن برای عوض کردن بحث و حتی پرت کردن توجه و تمرکز از روی خودتون هم استفاده کنید:

مثلا : من عاشق کتابهای رمان هستم به خصوص جنایی . شما به چه کتابهایی علاقه مند هستید؟

  •  درخواست کمک یا محبت

بپرسیم که در مورد این مساله ی که پیش اومده شخص مقابل چه کمکی میتونه بکنه .

بنجامین فرانکلین:«هنگامی که کسی به شما مهربانی کرده یا لطفی در حق‌تان می‌کند، انجام یک محبت دیگر نسبت به شما برایش ساده‌تر از کسی است که شما به او محبت کرده باشید»

زمانی که شما برای شخصی کاری انجام می‌دهید در نتیجه تمایل شما به آن شخص بیشتر می‌شود و این بدان دلیل است که ما کارهای خود را تجزیه و تحلیل می‌کنیم و هنگامی که به شخصی نفعی می‌رسانیم برای خود دلایل و توجیهی پیدا می‌کنیم و در نتیجه دلایل فرض شده قاعدتا به آن شخص علاقه‌مند خواهیم شد.

 

  • روش تقلیدآگاهانه مثل آفتاب پرست

سعی کنید حرکات بدن و صورت شما میزان انرژی سرعت صحبت و همه مطابق طرف مقابل باشد چون با این روش شخص مقابل احساس راحتی بیشتری می کند و اینکار شما به نوعی تایید حرکات و رفتار طرف مقابل را برای ضمیر ناخدآگاه او تداعی می کند.

و شخص بیشتر تمایل برای ادامه ی صحبت پیدا میکنه

واقعا چگونه با دیگران صحبت کنیم؟

بعضی اوقات منظور ما از خوب صحبت کردن با دیگران حل مشکلات زیر برای صحبت کردن است:

مشکلات رایج برای خوب صحبت کردن

  • ادای نادرست کلمات (تپق زدن یا سوتی دادن)
  • لحن نا مناسب
  • ریتم نامناسب(تند یا کند صحبت کردن)
  • عدم وجود نشاط کلامی(بی حس و حال بودن)
  • جمله بندی نا مناسب(جمله های ناقص)
  • دایره لغات محدود(فراموشی کلمات یا استفاده از کلمات تکراری)
  • اِاِاِ اِاِاِ گفتنِ زیاد(من من کردن)
  • تکه کلامهای نا مربوط و اعصاب خرد کن (مثل : مثلاگفتن زیاد)
  • گنگ و نامفهوم  صحبت کردن
  • گم کردن رشته ی کلام(کجا بودم ؟!)
  • خشک شدن دهان و نفس کم آوردن
  • گفتگوی رباتی (صدای مونوتون و بدون فراز و فرود)
  • لرزش بیش از حد در صدا
  • خش دار بودن صدا(اول صبح)
  • صدای نا مناسب (زیر یا بم بودن صدا)
  • و …

 

صدای خودتون رو ضبط کنید و ببینید کدامیک از این مشکلات رو دارید؟

نکته ای که من در تمام آموزشهام میگم اینه که توجه آگاهانه خودش به تنهایی حداقل نصف مشکل رو حل میکنه .

یعنی اینکه وقتی ما به کاری که انجام میدیم توجه کنیم و بفهمیم مشکل کجاست و مجددا با توجه به اون مساله و تمرکز بر روی حل مساله خود به خود و با توجه به قدرت ذهن میتونیم تا حدود زیادی اون مساله رو حل کنیم.

در خوب صحبت کردن هم همین نکته وجود داره پس:

  • صداتون رو ضبط کنید
  • گوش کنید
  • برای حلش تمرین کنید
  • دوباره ضبط کنید
  • گوش کنید
  • و الی آخر

و مطمئن باشید با این روش در عرض مدت کوتاهی نتیجه های مثبت زیادی حاصل میشه که گاهی متعجب کنندست.

 

چه طور خداحافظی خوبی داشته باشیم؟

همانطور که شروع و ادامه ی مکالمه بسیار مهمه به همون اندازه جمع بندی و خداحافظی هم مهمه.

چون اگر تمام شرایط بالا باشه ولی بعد از صحبت احساس کنیم اون اصل مطلبی که خواستیم منتقل نشده یا شک داشته باشیم که شخص مقابل اصلا متوجه منظور ما شده یا نه , اون صحبت تقریبا بی ارزشه.

در پایان صحبت یکبار خیلی خلاصه مطالب مهم صحبت رو مرور کنید

تعهدات طرفین رو چک کنید .

مثلا : پس قرار شد که شما اینکار رو بکنی.

اگر قرار بعدی در کار هست حتما یادداشت کنید و به طرف مقابل یادآوری کنید.

متین و صمیمانه خداحافظی کنید .

طوری خداحافظی نکنید که به طرف مقابل این مطلب القاء بشه که تا به موارد دلخواهتون رسیدید و به قول معروف خرتون از پل گذشت , میخواهید سریع برید پی کار خودتون.

حتما تشکر کنید از وقتی که برای شما گذاشته شده و بگید که شما هم از مکالمه لذت بردید.

اگر امکانش بود از امتیازها و منفعت هایی که این صحبت برای شما داشته  صحبت کنید و همچنین از خدمات و منافعی که این صحبت برای طرف مقابل داشته و خواهد داشت نیز به صورت خیلی خلاصه صحبت کنید. مثلا مطمئن باشید من این خدمات یا محصول شما رو به اعضای شرکت معرفی می کنم یا به دیگران میگم که شما چه خدمات پس از فروش خوبی دارید.

تبریک تولد و گرامی داشت مناسبتها

 

تبریک تولد و گرامی داشت مناسبتها

سلام دوستان عزیرم

چند روز پیش با یکی از دوستان قدیمی برای تبریک فرزند تازه بدنیا اومدش تماس گرفتم . و میخواست تولدش پسر تازه بدنیا اومدشون رو تبریک بگم.

و مطابق معمول شروع کردم به حال و احوال و تبریک گفتن .

هنوز حرفام تموم نشده بود که دوستم چیزی گفت که من رو به فکر فرو برد.

گفت از صبح تا حالا ۱۰۰ نفر زنگ زدن و حرفها و تبریکهای تکراری گفتن تو که حرفهای قشنگ میزنی یه حرف جدید بزن و یه تبریک جدید بگو ببینم چی میگی؟

همون لحظه یه چیزی گفتم و هم زمان که داشتم باهاش حرف میزدم داشتم فکر میکردم واقعا چرا ما همش متنها و تبریکهای تکراری میگیم ؟!

از صبح تا شب در تعاملاتمون یه سری جمله ی تکراری میگیم که خیلی هم بی روح هستند .چون احساسی پشتشون نیست و لقلقه ی زبان هستند.

خلاصه که شروع کردم به مطالعه و تحقیق تا ببینم چطوری میشه خلاقیت داشت و حرفهای جدید زد که هم به دلت خودت بچسبه هم به طرف مقابل و یه جورایی ماندگار و متفاوت باشه.

ادوارد دوبونو (Edward de Bono) در کتاب تفکر جانبی میگه ما همیشه آموختیم که به صورت خطی و مستقیم به مسائل نگاه کنیم .

 

تهیه کتاب از آدینه بوک از طریق لینک زیر:

https://goo.gl/f4Mw3q

ولی باید یاد بگیریم از زوایای مختلف و یه جور دیگه به مسائل نگاه کنیم.

دکتر دوبونو میگه ما باید با نگاهی متفاوت شرایط را ارزیابی کنیم و از نگاه همیشگی خودمون به رویدادها فاصله بگیریم. با این تکنیک می‌تونیم از کلیشه‌ها دور بشیم و مسائل رو با نگاهی خلاقانه‌ و نو بررسی کنیم.

ما هم این دعوت دکتر رو لبیک میگیم و میخواهیم خلاقانه مکالمه کنیم و مناسبتها رو گرامی بداریم.

اما اول ببینیم خلاقیت چیه که ادوارد از ما میخواد خلاقانه به مسائل نگاه کنیم.

 

در یکی از جلسه های مشاوره که صاحب یک کسب و کاری در مورد خلاقیت از من پرسید

گفتم ساده ترین تعریف خلاقیت اینه که اولین کاری که به نظرمون میرسه انجام ندیم یا اولین چیزی که به ذهنمون میرسه نگیم.

مثلا خلاقیت در مسواک زدن یعنی اینکه با دستی که هر روز مسواک میزنیم , مسواک نزنیم.

این کار ضمن اینکه خلاقیته به پرورش نیمکره ی سمت مخالف دستمون هم کمک میکنه و خودش یه ورزش برای مغز حساب میشه.

یک خاطره

یادم میاد موقعی که به دبستان میرفتم یه بقالی کنار مدرسمون بود که فروشنده ی اونجا اسمش عباس بود که به زبون خودمون بهش میگفتیم” عباسه”

این آقا عباس حدود ۴۰ سالش بود و ما هروقت میخواستیم یه چیزی ازش بخریم وقتی اسم اون خوراکی رو میگفتیم سریع از خودش یه شعری درست میکرد و میگفت :

مثلا: احمد لواشک میخواد   آلو با ترشک میخواد  *   عباسه ترشک داره  آلو لواشک داره

یا یه همچین چیزایی دقیق یادم نیست . ولی همین باعث شده بود بچه ها و حتی بزرگترها برای خرید برن تو مغازش.

حرفم اینه که سعی میکرد هر بار یه چیز متفاوت بگه و خلاقیت داشته باشه و این خودش یه مزیت رقابتی بود برای عباسه!

 

خلاقیت یعنی آفریدن خلق کردن .

 

و چیزی دوبار آفریده نمیشه یعنی زمانی به یه نقاش میشه گفت خلاقیت داشته و یه اثر هنری آفریده که کپی نکرده باشه و کار کپی هیچوقت اون حس و حال و ارزش کار اصلی و اولیه رو نداره.

طبق همین فرمول اگر بخواهیم کار و حرف ما ارزش داشته باشه باید نوآوری و خلاقیت داشته باشیم و یه حرف جدید بزنیم که کپی نباشه .

اگر دقت کنید طبق این فرمول تقریبا تمام حال و احوال کردنای ما و تبریک و تسلیتامون کپی  و تکراریه پس مسلما اون ارزشی که باید داشته باشه رو نداره.

 

 

حالا چکار باید کرد؟

اول اینکه در ارتباطات اختصاصی کردن پیام خیلی اهمیت داره این یعنی اینکه شمایی که داری این پیام رو میشنوی برای من خیلی مهمی و با بقیه فرق داری و این ستون ارتباط موثره .

در پیامهاتون هرکاری به نظرتون میرسه که باعث میشه شخص احساس خاص بودن بکنه رو انجام بدید.

حتی در پیامهای متنی هم اگر یه متنی رو به قول معروف کپی پیس میکنید سعی کنید یه تغییراتی در اون انجام بدید که متفاوت و خاص بشه .

نکته: همیشه اسم شخص رو در اول جملتون بگید . با اینکه خیلی بدیهی به نظر میرسه ولی اکثرا فراموش میکنیم . خود گفتن اسم شخص پیام رو یونیک و خاص میکنه مثلا “حامد جان …. و ادامه ی جمله”

 

در رابطه با خلاقیت و خلاق بودن مطالب و کتابهای بسیاری نوشته شده مثلا کتاب خلاقیت و حل مساله از برایان تریسی یا  کتاب الکترونیکی” خلاقیت , متفاوت فکر کنید” از علیرضا محمدی که میتونید بصورت رایگان از این لینک دانلود کنید:

https://goo.gl/jKLxBp

اما من میخوام اینجا چند تا تکتیک کوچک بگم

که کارمون رو راه بیاندازه و شروع کنیم به خلاق بودن در تبریک گفتن و  گرامی داشتن مناسبت ها.

۱-تجزیه ترکیب:

در این روش هر چی جمله و کلمه در رابطه با تبریک و تسلیت به گوشتون خورده و شنیدید روی یک تکه کاغذ بنویسید .

چند تا کلمه ی جدید هم خودتون اضافه کنید و سعی کنید با ترکیب کلمات با هم یه جمله ی جدید بسازید مثل

قدم نورسیده مبارک + خدا حفظش کنه انشالله+انشالله تولد ۱۰۰ سالگیش+چقدر گوگولیه+ای جان فداش بشم +تولد دلبندتون رو شادباش میگم +غیره

یه جمله ی اینطوری بسازید :ای جان تولد این دلبند گوگولیه ناز رو تبریک میگم .

البته ممکنه زیاد خلاقانه و دلچسب نباشه ولی برای شروع خوبه!

۲- از احساستون کمک بگیرید :

حتما شنیدید که حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند .

این کاملا درسته و سعی کنید در همون لحظه هرچی تو دلتون میگذره رو بگید مثلا خوشبحالت که دومین پسرت هم بدنیا اومد اون روزهایی رو میبینم که با دوتا پسرات شاد و شنگول کشتی میگیرید و فوتبال بازی میکنید و میزنید به دشت و کوه کیف میکنید. حالا دیگه دلت قرص تر از قبله حالا ۲ تا مرد دیگم  تو خونه دارید.

یا یه همچین چیزایی که البته به شناخت شما از طرف مقابل و علایق و سبک زندگیشم بستگی داره.

۳-یکم خنده و شوخی متناسب اضافه کنید:

چند وقت پیش یکی از آشنایان صاحب یک فرزند دختر شده بود و یه شخصی کار جالبی انجام داده بود .

این شخص خودشم یه پسر یه ساله داشت و وقتی اومد گفت آقا اومدیم خواستگاری !

با موبایلشم هم یه آهنگ “واسه دختر شما خواستگارا اومدن ” گذاشته بود و کلی همه شاد شدند و خندیدند و بعد از تبریکهای معمول گفت از این به بعد خواسگارا پاشنه در این خونه رو میکنن برای این دختر خانوم ناز .

ما اومدیم زنبیل بزاریم.

خلاصه اینکه واقعا اون تبریک موندگار شد.

البته مجددا تاکید میکنم که باید شناخت نسبی از مخاطب و شخصیتش داشته باشید وگرنه ممکنه به طرف مقابل بر بخوره.

خود شما هم اگر فکر بکنید راه حلهای جالبی به ذهنتون میرسه .

خب حالا با توجه به نکات بالا و خلاقیت خودتون به نظرتون اگه الان بخوام به دوستم که پسرش تازه متولد شده تبریک بگم چی بگم؟

 

 

 

ارکان ارتباط موثر

ارکان ارتباط موثر چیست؟

اولین نکته ای که از ترکیب ارتباط موثر به ذهن انسان خطور میکنه اینه که ارتباطی که اثر گذار باشه .

تاثیر گزار بودن ارکانی داره که باید شرایط اونها رو بدونیم و بهش عمل کنیم.

همه انسانها در طول زندگی در حال اثرگذاری روی دیگران هستند . یعنی از صبح تا شب ما در حال ارتباط برقرار کردن با دیگران هستیم .

با صحبتهامون با رفتار و حرکاتمون و بعضی وقتها با هیچ کاری نکردن هم در حال اثر گذاری و انتقال یک مطلب به دیگران هستیم . پس هر ارتباط ما دارای تاثیراتی بر روی دیگران و حتی خود ما خواهد بود.

هر ارتباطی از طرف گیرنده ی پیام یه واکنشی داره  که ممکن منجر به یک عمل یا یک احساس در طرف مقابل باشه که ممکنه انتقال دهنده ی پیام یا ارتباط متوجهش نشه.

مثلا من که از طریق متن و اینترنت این پیام رو به شما میرسونم شاید متوجه واکنش شما نسبت به این مطلب نشم.

مگر اینکه نظراتتون رو در زیر این مطلب بنویسید.

پس باید دقت کنیم شاید پیامی که ما منتقل میکنیم بدون اینکه بفهمیم باعث ناراحتی و یا نگرانیه عده ای بشه و ما از اون بی خبر باشیم.

 

در یکی از کارگاهها متوجه یکی از شرکت کننده ها شدم که در طول مدت کارگاه هیچ کاری نمیکرد نه چیزی می نوشت و نه حرفی میزد و فقط به یه نقطه خیره شده بود و چند وقت یکبار سرش رو تکان میداد.

من احساس کردم یا در حال گوش دادن موسیقیه یا داره با کسی بوسیله ی هدست و موبایل صحبت میکنه یا اصلا حواسش نیست.

در زمان استراحت بهش گفتم فکرت خیلی مشغوله و اصلا تو کلاس نیستی!

گفت اتفاقا تمام مطالب رو گوش کردم و به یکی دو نکته از مطالب هم اشاره کرد .

من تعجب کردم و پرسیدم من احساس کردم با کسی تلفنی صحبت میکردی و یا حواست پرت بود.گفت نه این روش من برای یادگیریه که تو ذهنم مطالب رو مرور میکنم و چند بار تکرار میکنم اگر به سخنران یا چیزهای دیگه توجه کنم حواسم پرت میشه.

توجه کنید که اون شخص با نگاه نکردن به من و سیستم عجیب یادگیریش داشته به من این پیام رو منتقل می کرده که من حواسم نیست یا حرفهات برای من مهم نیست و من فکر میکردم نتونستم با شخص ارتباط برقرار کنم . درحالی که اینچنین نبوده.

 

ششدانگ حواس

گاهی اوقات احساس میکنیم که ارتباط موثر یعنی ششدانگ حواسش به ما و حرفهای ما باشه و ما هرچی میگیم شخص مقابل گوش کنه و انجام بده و به نحوی گوش به فرمان ما باشه تا بتونیم بگیم که صحبتها و ارتباط ما موثر بوده.

دقت کنیم که گاهی انتقال مطلب از راه حواس دیگه داره منتقل میشه و شاید ما متوجه نباشیم . البته تکنیکهایی وجود داره که با اونها میشه متوجه شد فرد با صحبتها و مطالبی که ما میخواهیم منتقل کنیم در ارتباط هست یه نه . مثلا سوال پرسیدن.

به نظر من ارتباط موثر یه بازه داره که از صفر تا صد در حرکته.

وقتی شما شروع میکنید به برقراری ارتباط حتما تاثیراتی داره اما چقدر تاثیر داشته باشه بستگی به این داره که ارکان ارتباط موثر در چه شرایطی باشند.

احمد انصاری
ارتباط موثر

ارکان ارتباط موثر

ارتباط برقرار کردن ۴ رکن داره که هرچقدر هر یک از این ارکان آماده تر باشند و شرایط مساعد تری داشته باشند ارتباط موثر تر خواهد بود

  • انتقال دهنده ی پیام : هر شخص یا گروهی که به هر صورت پیامی رو انتقال میده که میتونه یه سخنران یه مجری تبلیغاتی یه همکار یا هر شخص دیگری باشه و با متن و صدا و تصویر یه مطلب رو به ما میرسونه.اگر انتقال دهنده شرایط خوبی نداشته باشه یا بلد نباشه و آموزش ندیده باشه پیام ممکنه ناقص منتقل بشه و یا حتی اصلا منتقل نشه.مثل کسی که بلد نیست انگلیسی صحبت کنه و آموزش ندیده در انتقال مطلب به یک انگلیسی زبان قطعا دچار مشکل میشه.

 

  • گیرنده ی پیام : شخصیه که پیامی که از انتقال دهنده ی اون صادر شده رو دریافت میکنه که باز میتونه یک شخص یا یک گروه باشه.اگر خصوصیات و حال و احوال انتقال گیرنده ی پیام رو درک نکنیم ,ساعتها توضیح هم راه به جایی نمیبره .فکر کنید طرف مقابل ما فردا یک چک داره که موجودی هم برای پاس کردن اون چک نداره شما هرچقدر از زیبایی های شهری که هفته ی پیش به اون شهر مسافرت کردید صحبت کنید اصلا برای اون شخص اهمیت نداره و حواسش به شما نخواهد بود.

 

 

  • ابزارهای انتقال: از هر طریقی که شما پیامتون رو برسونید از ابزارهای انتقال استفاده کردید که میتونه متن صدا یا تصویر باشه مثلا کسی که در جواب شما شانه هاش رو بالا میاندازه از طریق تصویر یا همون زبان بدن داره این مطلب رو انتقال میده که نمیدونم یا نمی خوام . یا تابلوهای رانندگی که از طرف کسانی که قانون رو وضع کردند یه پیام رو با استفاده از تصویر یا متن به شما اطلاع میده.

به نظر شما اگر به جای تابلو بلندگو نصب کنند و اطلاع رسانی کنند آیا مناسب تره ؟ پس باید از ابزار متناسب با درخواست و هدف ارتباط استفاده کرد.

 

  • زمان و مکان : مناسب بودن زمان و مکان انتقال پیام و برقراری ارتباط و تاثیر اون رو چندین برابر میکنه .در مثال تابلوی رانندگی فکر کنید برای رساندن اهمیت یک قانون همه مجبور باشند یک نابلو در وسط اتاقشون نصب کنند مطمئنا تاثیر خودش رو از دست میده و برعکس عمل میکنه . یا کسی که درخواست مهمی از یک مسئول داره دیر وقت باهاش تماس بگیره و یا در یک مسافرت خانوادگی مزاحم شخص مورد نظر بشه و غیره.پس هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

 

ناگفته پیداست که کیفیت و شرایط هر کدام از ۴ رکن بالا بر کیفیت ارتباط با اشخاص  تاثیر داره.

ما هرچقدر خلاقانه تر و ماهرانه تر از این ارکان استفاده کنیم بیشتر و بهتر نتیجه میگیریم .

تمام نکاتی که در رشد و بهبود شخصی و رفتاری ما تاثیر داره و باعث رشد ما میشه در کیفیت ارتباط ما هم موثره . مثلا اگر ما نحوه ی صحیح انتقاد نحوه ی تعریف و حسن جویی روشهای کنترل خشم و روشهای ابراز محبت و غیره رو یا بگیریم و همچنین با شناخت مخاطب به وسیله ی گوش دادن فعال و شناخت زبان بدن آشنا باشیم و به روشهای تولید محتوا مسلط باشیم خیلی در کیفیت ارتباط ما تاثیر خواهد گذاشت .

به عنوان پیشنهاد و تنها راه حل قطعی که به سرعت روی کیفیت ارتباط ما تاثیر میزاره من پیشنهاد میکنم از خودمون شروع کنیم . چون در دسترس تره و کنترل خودمون خیلی راحت تر از کنترل دیگرانه .

در مطالب آینده در مورد هر کدام از ارکان ارتباط موثر مفصلا صحبت خواهیم کرد.